در گیلان رسمی به نام شیلانکشی وجود دارد که برای پخش غذا میان مردم، برای فرارسیدن دوران بهتر، به دست آمدن محصول بیشتر، دفع آفات همگانی یا جشنها و اعیاد مذهبی برگزار میشود. در گذشته شیلانکشی با تفریح و تفرّج همراه بود و گاهی بزرگان، امرا و خانها فقط برای دلخوشی و سرگرمی مردم شیلانکشی برپا میکردند.در گیلان برای باران خواهی نیز شیلانکشی میکنند. در مواقع خشکسالی در روزی مشخص، که معمولا جمعه است، و در مکانی مقدس جمع میشدند، عَلَم را میآوردند و طی مراسمی که همراه با نوحهخوانی و سینهزنی بود، آن را میبستند و نیّت میکردند که باران ببارد.باور بر این بود که باید علم را به تعداد روزهای بارانیِ طلب شده بسته نگه داشت و وقتی به اندازهی کافی باران میبارید، اعلام شیلانکشی میشد. همه مردم روستاها در محل تکیه، بقعه یا مسجد جمع میشدند. هر کس که میتوانست با خود غذا میآورد. بزرگان در محل شیلانکشی دیگهای پلو و خورشت بار میگذاشتند و ناهار شرکتکنندگان را فراهم میکردند و همه از بارانی که باریده بود شادمان و سرخوش بودند.
در طالقان و الموت(به گویش طالقانی و الموتی)
شیلان از ترکیب سُ تا کلمه: شیر و لان و کشی درست گردیه. شیر که همان مالانی شیر میبو، لان دی همان خانه و به عبارتی اهالی خانه و کشی دی یه کاری ر دسته جمع انجام بُدایَن، معنی میگرده. پس این شیلان کشی، میبو: دسته جمعی شیر باخوردُنِ خانواده هان!
آن قدیمان، در دینه رود، رسم بَ که آخُران اردیبهشت ماه، کدخدا و بزرگ ده میامی اعلام میکُرد فردا شیلان کشی داریم. آن وَخت مردم از صبح زود پا میستان و یه کَمکی برنج ومیگیتُن و میامیَن تا امامزاده. آنجه دور هم یه گته قزان بار میکُردُن و آشی میپتن به نام: شیرآش. (شبیه خودمانی شیربرنج)
بعد آشه میخوردُن و زیارت میکُردُن و تا اَفتو غروب گَرده، دور همی خوش بیَن و خداشانه شُکر میگوتُن.
ایسه الآنان که این بیصحابه مدرنیته بیامیه و اهالی روستا کوچ کُردین شهرانی میان، این مراسم نزدیک بیست ساله کو برگزار نمیبو.
ولی عزیزجان
تو گذشتگانی قشنگه رسمانه زنده بُدار.
نویسنده: باقری