▪️آیا جهانی شدن، الگویی مناسب برای توسعه روستاهای ایران است ؟
✍ سید رحمت الله میرعربشاهی
▪️به بهانه ثبت جهانی سه روستای ایرانیِ سهیلی قشم،کندلوس مازندران وشفیع آباد کرمان در فهرست سازمان جهانی گردشگری.
سفر یکی از لازمه های زندگی بشر است و زندگی بدون آن معنایی نخواهد داشت، سالانه میلیون ها انسان با دلایل گوناگون به نقاط مختلف جهان سفر می کنند ؛در دنیای امروز گردشگری سهم بزرگی از فرهنگ و اقتصاد را به خود اختصاص داده است و در آینده میزان این سهم بزرگتر هم خواهد شد.
به عمل فردی که به مسافرت می رود و در آن مکان که خارج از محیط زندگی وی است برای مدتی کمتر از یکسال جهت تفریح و گردش و دیگر هدف ها اقامت نماید ،توریسم ،جهانگردی و یا گردشگری گفته می شود.
در جهان امروز، روند گردشگری به سمت تجربههای انسانیتر و مسئولانهتر پیش میرود. گردشگر معاصر دیگر تنها به دنبال بناهای تاریخی یا مراکز خرید نیست؛ او به دنبال لمس زندگی مردم، چشیدن غذاهای محلی، شنیدن روایتها و درک زیست واقعی جوامع است.
مهم ترین شاخص های سازمان جهانی گردشگری در خصوص این گونه روستاها، تعادل هوشمندانه میان اقتصاد، محیط زیست و فرهنگ محلی است؛ الگویی که نشان میدهد توسعه، اگر بر پایهی خرد جمعی و شناخت ظرفیتهای بومی بنا شود، نه تنها ممکن، بلکه پایدار و الهامبخش است.
ثبت این روستاها در فهرست جهانی، نوعی دیپلماسی فرهنگی غیررسمی نیز به همراه دارد. این اقدام تصویر تازهای از ایران به جهان نشان میدهد — ایرانی که فراتر از شهرهای بزرگ و آثار شناختهشده، در دل روستاهایش تمدن، اخلاق و زیبایی نهفته دارد.
گردشگران خارجی با حضور در این مناطق، نهتنها با طبیعت، بلکه با انسان ایرانی و سبک زندگی اصیل او آشنا میشوند. چنین مواجههای بهترین زبان برای معرفی ایرانِ واقعی در عرصه جهانی است؛ زبانی که نیاز به ترجمه ندارد، بلکه از دل مهماننوازی و صداقت مردم برمیخیزد بر پایه ارزیابی بیش از ۵۰ شاخص فرهنگی ،اجتماعی و زیست محیطی ،این سه روستا انتخاب شدهاند.بررسی های تخصصی در این زمینه نشان می دهد ایران ظرفیت آن را دارد که به شبکه جهانی گردشگری روستایی بپیوندد.پس باید از موقعیت بدست آمده نهایت بهره منطقی و درست را برد.
ثبت جهانی تعهدی تازه برای کشور ایجاد می کند که برای حفظ این میراث ارزشمند تلاش لازم به کار گرفته شود.
البرز نشینان نیز از قرار گرفتن نام روستای تاریخی برغان در فهرست ۸ کاندیدای ایران بر خود بالیدند و منتظر قرار گرفتن نام این روستا در میان منتخبین بودند.
روستاهای پای کوه های البرز به دلیل قدمت و ویژگی های طبیعی و انسانی خاصی که دارند می توانند خود را در این گوی رقابت قرار داده و استحقاق خود را در این حوزه به رخ جهانیان بکشانند.
صد البته که باید در این الگو به نکات مهمی توجه ویژه شود:
۱- این نوع توسعه باید پایدار بوده و با نگاهی بلند مدت همراه باشد.
۲- باید مراقب بود جریان سیال زندگی در چنین روستاهایی تبدیل به نمایش های بی خاصیت و بی ریشه نشود.
۳- بازیگران این عرصه نسبت به حفظ این میراث در وجود نسل جدید نیز تمام همِ خود را بکار گیرند.
۴- استفاده از ظرفیتهای بومی باید همراه با زایندگی باشد و نه فرسودگی و نابودی.
۵-در پیوند اقتصاد و محیط زیست باید اصل بر حفظ زیست بوم باشد.
۶- باید از توسعه نامتوازن این روستاها و تبدیل آن به شهر اکیدا خودداری گردد.
۷- به گونهای برنامهریزی شود که این روستاها کمتر تحت تاثیر فرهنگ گردشگران قرار گیرند.
۸- در به کارگیری این الگو برای روستاهای دیگر،از مشابه سازی به شدت پرهیز شده و هر روستا بر مبنای ساختار طبیعی و انسانی ویژه خود،مورد مطالعه و عمل قرار گیرد.
۹- باید این کاربه گونهای برنامهریزی و مدیریت شود که منجر به افزایش اشتیاق در جهت مهاجرت معکوس گردد.
۱۰- باید از حضور و فعالیت سودجویان و فرصت طلبان در این روستاها،ممانعت بعمل آید.