آموزش کودکان در گیل و دیلم: نگاهی تاریخی و فرهنگی
آموزش کودکان در گیل و دیلم از دیرباز با روشهای خاص و آموزندهای انجام میشد که هم به یادگیری و هم به تربیت اخلاقی آنان توجه داشت. ژان شاردن، جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی قرن هفدهم میلادی، که به ایران صفوی و هندوستان سفر کرده بود، درباره روشهای درس خواندن کودکان در این نواحی چنین گزارش میدهد: ایرانیان بر این باور بودند که این روشها (که شامل قیل و قال در مکتبخانهها و گاهی سکوت محصل در کنار توضیح مدرس بود) باعث پرورش نطق و بیان کودکان میشد و نقصهای گفتاری آنان را اصلاح میکرد. بدین ترتیب، آموزش کودکان در گیل و دیلم نه تنها به خواندن و نوشتن محدود میشد، بلکه مهارتهای گفتاری و اخلاقی را نیز در بر میگرفت. شاگردان در سنین بالاتر، که غالباً دانشآموزان هوشیار و با سواد بودند، در منازل تدریس میکردند و مدارس کوچک اغلب دارای مسجد یا محراب برای نماز جماعت بودند.
روشهای تدریس در مکتبخانهها
روش سنتی با قیل و قال
این روش بیشتر در روستاها و دهات گیل و دیلم رایج بود و کودکان با تکرار و تمرین مهارت نطق خود را پرورش میدادند.
روش تدریس در مدارس با مسجد کوچک
در این روش، طلاب با اشاره مدرس به قرائت میپرداختند، سپس سکوت کرده و استاد مطلب را توضیح میداد و دوباره شاگردان ادامه میدادند. این چرخه یک تا دو ساعت ادامه مییافت و هنوز در حوزههای مذهبی دیده میشود.
کتب مرسوم در آموزش کودکان
مجموعهای از کتابها در مکتبخانهها تدریس میشد که برخی از آنها عبارتند از:
-
صد کلمه حضرت امیر (به عربی و فارسی)
-
نان و حلوای شیخ بهائی
-
موش و گربه عبید زاکانی
-
گلستان سعدی
-
حسین کرد شبستری
-
دیوان حافظ
-
خاورنامه
-
حلية المتقين
-
نصاب ابونصر فراهی
-
امیر ارسلان
-
دزد و قاضی
-
مثنوی
-
کتاب دعا و ضامن آهو و خاله سوسکه (برای دختران)
-
اشعار باباطاهر
-
شاهنامه
انتخاب نمونهها برای شاگردان
در طولانیترین مناطق، مانند طوالش، بیشتر کتابهای سعدی و باباطاهر تدریس میشد و مردم هنوز ابیات و ضربالمثلهای این شاعران را به یاد دارند. در برخی دهات خلخال، آشنایی با شاهنامه و اشعار رزمی فردوسی نیز رایج بود. معلمان نواحی ماسال و شاندرمن اغلب از خلخالیها و طالقانیها بودند.
عنوان آمیرزا و آموزش تکمیلی
پس از آن که شاگرد مهارت کافی برای برآورد نیازهای ده را کسب میکرد، به او عنوان «آمیرزا» داده میشد. این عنوان پیش از نام افراد میآمد و نشاندهنده تحصیلکردگی آنان بود.
پایان روز آموزشی در روستاها
روزهای آموزشی با خواندن سوره فاتحه پایان مییافت که علامت آزادی کودکان و فرارسیدن غروب برای ساکنان ده بود.