نحوه درس خواندن در نواحی گیل و دیلم

mirasekohestan
3 دقیقه زمان مطالعه

آموزش کودکان در گیل و دیلم: نگاهی تاریخی و فرهنگی

آموزش کودکان در گیل و دیلم از دیرباز با روش‌های خاص و آموزنده‌ای انجام می‌شد که هم به یادگیری و هم به تربیت اخلاقی آنان توجه داشت. ژان شاردن، جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی قرن هفدهم میلادی، که به ایران صفوی و هندوستان سفر کرده بود، درباره روش‌های درس خواندن کودکان در این نواحی چنین گزارش می‌دهد: ایرانیان بر این باور بودند که این روش‌ها (که شامل قیل و قال در مکتب‌خانه‌ها و گاهی سکوت محصل در کنار توضیح مدرس بود) باعث پرورش نطق و بیان کودکان می‌شد و نقص‌های گفتاری آنان را اصلاح می‌کرد. بدین ترتیب، آموزش کودکان در گیل و دیلم نه تنها به خواندن و نوشتن محدود می‌شد، بلکه مهارت‌های گفتاری و اخلاقی را نیز در بر می‌گرفت. شاگردان در سنین بالاتر، که غالباً دانش‌آموزان هوشیار و با سواد بودند، در منازل تدریس می‌کردند و مدارس کوچک اغلب دارای مسجد یا محراب برای نماز جماعت بودند.

تبلیغ ریسپانسیو در هدر
تبلیغ شما اینجا قرار می‌گیرد

روش‌های تدریس در مکتب‌خانه‌ها

روش سنتی با قیل و قال

این روش بیشتر در روستاها و دهات گیل و دیلم رایج بود و کودکان با تکرار و تمرین مهارت نطق خود را پرورش می‌دادند.

روش تدریس در مدارس با مسجد کوچک

در این روش، طلاب با اشاره مدرس به قرائت می‌پرداختند، سپس سکوت کرده و استاد مطلب را توضیح می‌داد و دوباره شاگردان ادامه می‌دادند. این چرخه یک تا دو ساعت ادامه می‌یافت و هنوز در حوزه‌های مذهبی دیده می‌شود.

کتب مرسوم در آموزش کودکان

مجموعه‌ای از کتاب‌ها در مکتب‌خانه‌ها تدریس می‌شد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  1. صد کلمه حضرت امیر (به عربی و فارسی)

  2. نان و حلوای شیخ بهائی

  3. موش و گربه عبید زاکانی

  4. گلستان سعدی

  5. حسین کرد شبستری

  6. دیوان حافظ

  7. خاورنامه

  8. حلية المتقين

  9. نصاب ابونصر فراهی

  10. امیر ارسلان

  11. دزد و قاضی

  12. مثنوی

  13. کتاب دعا و ضامن آهو و خاله سوسکه (برای دختران)

  14. اشعار باباطاهر

  15. شاهنامه

انتخاب نمونه‌ها برای شاگردان

در طولانی‌ترین مناطق، مانند طوالش، بیشتر کتاب‌های سعدی و باباطاهر تدریس می‌شد و مردم هنوز ابیات و ضرب‌المثل‌های این شاعران را به یاد دارند. در برخی دهات خلخال، آشنایی با شاهنامه و اشعار رزمی فردوسی نیز رایج بود. معلمان نواحی ماسال و شاندرمن اغلب از خلخالی‌ها و طالقانی‌ها بودند.

عنوان آمیرزا و آموزش تکمیلی

پس از آن که شاگرد مهارت کافی برای برآورد نیازهای ده را کسب می‌کرد، به او عنوان «آمیرزا» داده می‌شد. این عنوان پیش از نام افراد می‌آمد و نشان‌دهنده تحصیل‌کردگی آنان بود.

پایان روز آموزشی در روستاها

روزهای آموزشی با خواندن سوره فاتحه پایان می‌یافت که علامت آزادی کودکان و فرارسیدن غروب برای ساکنان ده بود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید